الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
51
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
كردند ، وسائل زيادى از خود به جاى گذاشتند ، براى همين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله افرادى را مأمور كرد تا از اين غنائم نگهدارى كنند و اگر هر كسى قصد برداشتن اين اشياء را داشت ، او را به قتل برسانند . ( 1 ) محاصرهء قلعهء زبير وى در ادامه مىنويسد : به دستور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مسلمانان به قلعهء زبير حمله كردند . يهوديان به سرعت دروازهء آن را بستند . اين قلعه بسيار بلند بود و در بالاى كوهى قرار داشت كه اسبها و حتى افراد نمىتوانستند به پاى ديوارهاى آن بروند ؛ زيرا صعب العبور بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آنها را محاصره كرد تا تسليم شوند . پس از سه روز كه از محاصرهء قلعهء زبير مىگذشت يك يهودى به نام غزّال نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، آيا به من امان مىدهى تا تو را راهنمايى كنم كه به آسانى بر اهل نطاة پيروز شوى و آنگاه به سوى اهل شق هجوم ببرى ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او و مال و فرزندانش امان داد . آنگاه يهودى گفت : اگر يك ماه هم قلعه را محاصره كنى ، يهوديان هيچ باكى ندارند ، زيرا راههاى زيرزمينى دارند كه شبانه از آن راهها بيرون مىآيند و آب برمىدارند و دوباره به قلعه بازمىگردند و اگر بتوانى راه خروج آنها را ببندى ، به ضجّه و ناله مىافتند و سپس راههاى مخفى را نشان داد . ( 2 ) رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله افرادى را فرستاد تا راههاى مخفى آنها را ببندند . پس از آن كه راه آبرسانى آنها قطع شد ، قادر به مقاومت نبودند « 1 » ؛ براى همين از قلعه خارج شدند و به شدت جنگيدند . در نتيجه ده نفر از يهوديان و چند نفرى از مسلمانان كشته شدند تا اينكه سرانجام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را فتح كرد و اين آخرين قلعه از قلعههاى نطاة بود و اهل نطاة از خشنترين و متعصبترين يهوديان و از شجاعان آنها به شمار مىرفتند .
--> ( 1 ) . همان ، ج 20 ، ص 666 - 667 . همچنين از أبى شييم مزنى غطفانى از سربازان عيينة نقل كرده است : هنگامى كه همراه عيينه به خيبر بازگشتيم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديديم كه خيبر را فتح كرده و خداوند غنائم آن را نصيب او كرده است ، از اين رو عيينه شروع به سرزنش يهوديان كرد و گفت : به خدا قسم كه گمان نمىكرديم كسى غير از شما بتواند بر محمد پيروز شود ! شما كه داراى قلعههاى بلند و افراد و ثروت زياد بوديد ، چگونه تسليم شديد در حالى كه در اين قلعههاى بلند به سر مىبرديد و داراى آب و غذاى فراوان بوديد ؟ ! گفتند : مىخواستيم كه در قلعهء زبير بمانيم و مقاومت كنيم ؛ امّا راه دسترسى ما به آب بسته شد و با توجه به گرمى هوا ، طاقت مقاومت در مقابل تشنگى را نداشتيم ( ج 2 ، ص 675 - 676 ) راوندى هم در الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 164 - 165 نقل كرده است : يك قلعه براى يهوديان باقى مانده بود كه بيشتر اموال و غذايشان در آن قرار داشت و حمله به آن از هيچ جهتى ممكن نبود ، زيرا در بلندى قرار داشت ؛ از اين رو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را محاصره كرد تا اينكه يك يهودى نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول اللّه ، آيا به من و خانواده و فرزندانم امان مىدهى تا تو را به فتح قلعه راهنمايى كنم ؟ فرمود : در امان هستى ، بگو كه راهنمايى تو چيست ؟ گفت : دستور بفرماييد كه اينجا را حفر كنند ، زيرا در زير آن راهرو زيرزمينى قرار دارد كه مسير ورود و خروج يهوديان براى دسترسى به آب است و با قطع شدن آب ، تسليم مىشوند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : يا اينكه خداوند راهى غير از اين را پيش روى ما مىگذارد . در نتيجه آب را به روى آنها قطع نكرد .